حسين قرچانلو
239
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
بلاذرى مىنويسد : چون بطريق ( پاتريك يا پاتريارك ) رومى كشته شد و سپاهش گريخت ، بزرگان افريقيه گرد آمدند و از عبد الله بن سعد خواستند كه سيصد قنطار طلا از ايشان بستاند و دست از آنان بردارد و از بلادشان خارج شود ؛ عبد الله اين قرار را پذيرفت . روايت ديگرى حاكى از آن است كه عبد الله بن سعد بن ابى سرح با بطريق افريقيه به دو هزار هزار و پانصد هزار ( دو ميليون و پانصد هزار ) دينار صلح كرد و به مصر بازگشت و كسى را بر افريقيه ولايت نداد ، چون در آن زمان شهر جامعى در افريقيه وجود نداشت . « 1 » بلاذرى مىگويد : چون خلافت بر معاوية بن ابى سفيان هموار گشت ، وى معاوية بن حديج سكونى را بر مصر ولايت داد و او در سال پنجاه هجرى عقبة بن نافع فهرى را به افريقيه گسيل داشت . به روايتى ديگر ، عقبه را خود معاويه بر مغرب ولايت داد . به هر صورت ، وى با چهار هزار تن از مسلمانان به غزاى افريقيه رفت و آن را فتح كرد و خطهء قيروان افريقيه را ترسيم كرد . قيروان جنگلى از اشجار و درختان گز بود كه به دليل وجود درندگان و مارها و كژدمهاى كشنده امكان زندگى در آن نبود . عقبة آن خارستان را از وجود درندگان و گزندگان پاك و در آن ، مسجد جامعى بنا كرد . گويند ، معاويه پس از عزل معاوية بن حديج ، مسلمة بن مخلد انصارى را بر مصر و مغرب ولايت داد و او نيز ابو المهاجر دينار ، آزاد كردهء خود ، را بر افريقيه و مغرب گمارد . « 2 » چون يزيد بن معاويه به حكومت رسيد ، عقبة بن نافع فهرى را به مقام خويش اعاده كرد و او به غزاى سوس ادنى كه پشت طنجه بود رفت . « 3 » در اين زمان ، بلاد افريقيه و مغرب در آتش شورشها و طغيانهاى محلى مىسوخت و روميان و بربرها هر دو در پى فرصت بودند . عقبة بهجاى آنكه به استحكام پايههاى دولت نوپاى خويش بپردازد ، دست به فتوحات تازه زد و تا آخرين مرز مغرب پيش تاخت تا به ساحل درياى محيط رسيد . در بعضى روايات آمده است كه چون عقبة به ساحل اقيانوس رسيد ، با اسب خويش به آب زد تا
--> ( 1 ) . همان ؛ ص 326 - 327 . ( 2 ) . همان ؛ ص 328 - 329 و نيز ر . ك : تاريخ يعقوبى ؛ ج 2 ، ص 161 . ( 3 ) . فتوح البلدان ؛ ص 329 و فتوح مصر و اخبارها ؛ ص 335 .